خرید بک لینک

درباره سایت

مشاوره و خدمات روانشناختی

امکانات وب

گاهی اوقات به این فکر می کنم که قراره در آینده چه کاره بشوم ؟ دکتر، مهندسی که پول پارو کنه ؟ یا معلمی که بچه ها را تربیت کنه و راه و روش درست زندگی کردن را بهشون یاد بده ؟یا هم که ....دغدغه هایی از این دست برای دانش آموز کاملا طبیعی است .اما چه کنم که این فکر یا افکار سراغم نیاد؟از یک طرف آشنایی با فرایند هدایت تحصیلی میتونه در این قسمت راه گشا باشه و از طرف دیگه شناخت علاقمندی و استعدادها .با این تفاسیر توجه شما را به ادامه توضیحات که بزودی بارگذاری خواهم نمود جلب می کنم ....لطفا منتظر بمانید. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا محبی تاريخ: دوشنبه 26 دی 1401 ساعت: 12:16

هدایت تحصیلی پروسه یا فرایندی است که طی آن براساس شناخت ایجاد شده ، دانش آموز می تواند نسبت به انتخاب درست رشته تحصیلی اقدام کند .اما این فرایند پیست؟فرایند هدایت تحصیلی برای انتخاب رشته از پایه هفتم شروع می شود .یعنی دانش آموز از پایه هفتم باید به این درک برسد که برای انتخاب رشته صحیح باید چه دروسی را کاملتر و با دقت بیشتر فراگیرد. مثلا اگر قراره وارد رشته های تجربی ، ریاضی یا علوم انسانی بشود ، چه درسهایی به لحاظ اهمیت در اولویت قرار می گیرد.دانش اموز اگر بداند که آینده ساختنی است نه بافتنی ! بیشتر به تلاش دست می زند و با برنامه ای حساب شده که در آن هم مطالعه و هم تفریحات گنجانده شده است به سمت هدف خودش که انتخابی درست برای آینده ای روشن است گام برخواهد داشتادامه دارد..... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا محبی تاريخ: دوشنبه 26 دی 1401 ساعت: 12:16

داستان انگیزشی زندگی سلف سرویس است!یکی از افراد معروف آمریکا برای نخستین بار به یک رستوران سلف سرویس دعوت شد. پس از حضور در رستوران، مرتب منتظر بود که شخصی برای گرفتن سفارش از او بر سر میز حاضر شود، اما هر ساعت منتظر ماند هیچ کس به سراغ او نیامد. زمان گذشت و مشاهده می کرد که تمام افرادی که پس از او وارد رستوران شدهاند، همگی مشغول صرف غذای خود هستند.این موضوع به شدت او را عصبانی کرد و مدام با خود در حال جنگ بود که چرا در این رستوران هیچ کس برای او احترام قائل نیست و به او توجه نمی کند. در ذهنش مدام با این افکار درگیر بود تا اینکه پس از گذشت مدت زمانی، مرد دیگری بر سر میز کناری او نشست و مشغول صرف غذای خود شد.شخص معروف با دیدن این صحنه دچار عصبانیت دوچندان شد. نزدیک میز آن فرد رفت و از او پرسید: آقای محترم شما همین پنج دقیقه پیش وارد رستوران شدهاید و هم اکنون بشقابی پر از غذاهای رنگارنگ در مقابل شماست. اما من مدت زمان زیادی است که بر سر این میز نشستم و هیچ کس برای تحویل سفارش من نیامده. علت چیست؟مرد مقابل اینگونه پاسخ داد که: اینجا رستوران سلف سرویس است و شما میتوانید به انتهای سالن مراجعه کنید. ازغذاهای روی میز هر کدام را که مایل بودید، بردارید و سپس هزینه آن را پرداخت نمایید و غذای تان را میل کنید. در واقع در این رستوران همه چیز در اختیار شخص شماست.فرد معروف با شنیدن این جمله کمی جا خورد و به فکر فرو رفت. نهایتاً به این نتیجه رسید که زندگی دقیقاً مانند یک رستوران سلف سرویس است و همه چیز برای لذت بردن مهیا است. اما متأسفانه اغلب افراد آنقدر محو تماشای خوشبختی دیگران هستند که فراموش می کنند هر آنچه دیگران از آن بهره میبرند، می تواند در اختیار آنها نیز باشد.بنابراین بهتر استادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا محبی تاريخ: دوشنبه 26 دی 1401 ساعت: 12:16

صفحه بندی